تبليغاتX
دست نوشته های من
چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386

گویی این کاروان با من سر لج دارد کاش کسی خنده بفروشد بی گمان خریدارم !

روز شومی است دروازه همه ی خانه ها تعطیل است . کسی نمی فروشد خنده را !

سر در مغازه ها بسته است . سیب ها در جیب آدمک ها گندید و کسی مشتاق را تعارف نکرد به

!وردن سیب سرخ .

نوشته شده توسط امینو در 22:35 | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیستم فروردین 1386
با عرض سلام خدمت خودم وخودت امروز پنج شنبه 19 فروردینه عصر که داشتم با کامپیوتر کار میکردم از صدای ازیر ماشینها اعصابم به هم ریخت اولش فکر کردم مانور واز این جور قرطی بازیهاست ولی وقتی داداشم علت رو بهم گفت حسابی به هم ریختم متاسفانه 28 نفر از هم میهنان عزیزمان در سانحه برخورد اتوبوسی که حامل انان به کربلا بود با یک دستگاه ماشین سنگین در دم جان باختند و14 نفر دیگر به شدت زخمی شدند خدایشان بیامرزد و خدا واقعا صبر به خانواده هایشان عطا فرماید نمی دونم ما تا کی باید نظاره گر چنین حوادثی باشیم چرا تو ایران جون ادمها هیچ ارزشی نداره چرا جاده های ایران از ان استاندارد لازم برخوردار نیستند که ما شاهد این
گونه حوادث نباشیم مگه درست کردن یک جاده یا عریض کردن اون چقدر بودجه میخواد ایا ارزشش از دست دادن چند عزیز رو داره ؟؟
تا اونجایی که من میدونم مسیراین جاده قرار بود عوض بشه ولی نماینده کره خر مجلس حاج فریدون همتی با این طرح مخالفت کرد چون که باعث به خطر افتادن منافع شهرش (چوار)وطایفه ی وحشی اش(ارکوازی)میشد به هر حال من نمی دونم دیگه تا کی باید شاهد این گونه حوادث تلخ باشیم امیدوارم زندگی ارومی داشته باشید با یک دعا این متن رو به پایان میبرم خدایا نسل قوم ارکوازی را از دنیا محو بگردان امین خدایا دست این دهاتی های بیسواد(حاج فری و خانواده ) را از قدرت قطع بگردان الهیییییییییییییییییییییییییییییییییی امین
نوشته شده توسط امینو در 1:9 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386
ای ول دمتون گرم بابا تو رو خدا یکی نظر بده لااقل نگن لاله یا سواد نداره کاری نکنید مجبور شم هر روز خودم بیام و نظر بدم اگه من فردا خودکشی کردم کی جواب اق والده رو میده.حضرت موسی (ع)میفرماید: درود خدا بر انانکه وبلاگ مردم را میخوانند ووبلاگ نویس را بی نظر نمیگذارند که انان بهشتیان روی زمینند.خب بگذریم امروز یک شعر از کتاب شورشی اشو براتون میذارم بخونید یاد
بگیرید وبی نظر نرید
مرده نمیتواند بخندد ونمی تواند بگرید
مرده میتواند جدی باشد
نگاه کن! به جنازه نگاه کن
او بسیار ماهرانه تر از تو میتواند جدی باشد!
تنها انسان زنده است که میتواند بخندد اشک بریزد ومویه کند.

the dead man can not laugh and can not weep

the dead man can be serious

watch;go and look at a corpse

the dead man can be serious in a more skilful

way than you can be!

only an elive man can laugh and weep and cry
نوشته شده توسط امینو در 13:51 | | لینک به این مطلب
جمعه دهم فروردین 1386
یک شعر زیبا از اقای جمشیدیان ازایلام

اب را گل بکنیم

اه سهراب ببخش 

بین دنیای من و هستی تو

بین مشروب من و مستی تو

صد هزاران قدم و پاره قدم فاصله است

تو و یک رخت سپید  همه احساس و امید

من و یک جامه و یک روی سیاه و کنون موی سپید

تو پر از عشق و هیاهو و صفا

من گرفتار سکوت

تو و دنیای قشنگ وزیبا

من اسیر برهوت

ده بالایی دوران قشنگت سهراب

اب را روشن و زیبا دیدند

و بر ان رود روان همچو دلهای قشنگ خودشان روشنی بخشیدند

ده بالایی ما سهرابا  ده نامردی و نیرنگ و ریاست

وز دل هر مردش بوی سنگین تعفن به هواست

اب را گل بکنیم

سهم من از کفتر تو  فضله ای پست چو نامردان است

و من مانده به ان نان فرورفته در اب

از تن خسته و درویش تو محتاج ترم

و چو کوزه بدان دست لطیف

پر از ان اب سفالین گردد

تشنه ای را زندگی می بخشد

و من از هر چه حیات است تنفر دارم

و کنون سهرابا اگر از بهر من در حسرت و در صدد نفرینی

نفرین کن من به نفرین عزیزان همه عادت دارم

ولی این بار عزیز این صدای سخن یک مرد است

من از امروز از این لحظه و دم

هر کجا رودی و ابی دیدم

به خدا قسم که گل خواهم کرد

اب را گل بکنیم

نوشته شده توسط امینو در 20:31 | | لینک به این مطلب
دوشنبه ششم فروردین 1386
سلام ما اومدیم ببخشید اگه اپ نکردم راستش رفته بودم کیش .میخواستم اولین مطلبم رو راجع به فیلم 300 بنویسم که پشیمون شدم .
در عوض حالا میخوام راجع به کیش بنویسم اون مدتی که اونجا بودم 4 روز از غم دور بودم ولی تا به ایلام رسیدم دم در فرودگاه چند نفر از فک وفامیلهای  یکی از مسافرین بعلت فوت عزیزشون گریه وزاری راه انداخته بودن .حسابی حالم گرفته شد.چرا مردم ایلام اینقدر غمگینن؟؟؟چرا وقتی بلند میخندی همه بر میگردن نگات میکنن؟؟ ولی در عوض وقتی کیش بودم همه گوگولی مامان پر انرزی وشاد بودن طوری که تو هم احساس زنده بودن میکردی چرا جوونای ایلام نباید مثل شهرهای بزرگ امکانات تفریحی داشته باشن من که خودم هروقت که بیرون میرم به جز الکی چرخیدن تو خیابون تفریح  دیگه به ذهنم نمیرسه خلاصه اگه بخوام درد دل بنویسم فکر کنم تا فردا طول بکشه ولی با تموم این حرفها ایلام رو عشقه.راستی میخوام از این به بعد حرفهای قشنگ وعکسهای تپل از طبیعت ایلام تو وبلاگم بزارم البته با کمک شما و نظرهای خوبتون
نوشته شده توسط امینو در 13:51 | | لینک به این مطلب

آمار بازديد : نفر
افراد آنلاين :  نفر

[ Add K2-4u to your Favorites ]
E-Mail Someone!