میدانه سعدی ایستگاه ماشینه ایستگاه خوشگلیله بالا نشینه
ماشاا... ارای شهد عسل برینه ت قنگ اولا خه سه ن جی خر ترینت
در ضمن در صورت استقبال باز هم واستون از این ابیات ناب و با معنا خواهم گذاشت .راستی یه مژده هم به ایلامی های عزیز دارم و اون این که قراره یه اهنگ رپ قدیمی رو که توسط ایلامی های ساکن مرکز در دهه ۵۰ ساخته شده رو با نام (جیمی جیمی)در وبلاگ قرار بدم فعلا مشغول جمع اوری اشعار این ترانه ی زیبا هستم.
سلام بر و بچ وضع و اوضاع؟یه سوالی که خیلی وقته ذهنم رو مشغول کرده رو میخوام ازتون بپرسم به نظر شما راز این اشک ریختنای مهمانان برنامه های صدا و سیما چیه مثلا همین چند مدت پیش جواد رضویان رو دعوت کرده بودن برنامه ماه عسل تا در مورد امام زمان ازش پرسیدن زد زیر گریه یا چند مدت پیش هم همین سوال رو منتها در مورد شهدا ازش پرسیدن که فکر میکنم برنامه صندلی داغ بود که هنوز سوال از دهن مجری در نیومده بود که جواد عزیز داشت اشک میریخت یا زیادن از این موارد تو برنامه های تلویزیونی به نظر شمای خواننده این اشک یه جور دورویی نیست به نظر من که اینجوریه اخه یکی نیست بهشون بگه این همه خوش خدمتی واسه کی ؟واسه چی؟یا همین فرزاد حسنی منفور مو چین به دست مگه کم خوش خدمتی کرد همتون دیدید که با یه اعتراض به سردار رادان چه جوری از برنامه انداختنش بیرون(البته این رو هم بگم که من به شخصه اون شب خیلی واسه فرزاد حسنی حال کردم خداییش حرف دل خیلیها رو با شهامت زد)کاشکی یکمی از ماجرای فرزاد حسنی عبرت بگیرن این مهمونا و کم قطرات اشکشون رو نثار مردم کنن(اگه یه لطفی کنین و جواب سوال پست قبلم رو بدید خوشحال میشم اخه خیلی کنجکاوم راجع به این سوال)
اگه قرار باشه زلزله بیاد و تموم زندگیمون رو از بین ببره و شما تنها بتونید یک وسیله رو بر دارید چی رو با خودتون میبرید؟؟؟
همچنان که تو را میبوسند
طناب دار تو را میبافند
اگه شما عصر جمعه با بی حوصلگی تلویزیون رو روشن کنید و بزنید شبکه 2 ببینید داره اواره های لبنانی رو نشون میده که تو اپارتمان زندگی میکنن و دارن نون و ماست میخورن و مدام دوربین رو غذای سر سفره شون زوم میکنه و نشون میده که چقدر بدبختن و دولت در ایران فقر رو ریشه کن کرده و باید ما به فکر لبنانی های عزیز باشیم بزنی شبکه 1 ازغندی مفسر اسلامی رو نشون بده که با کلی گویی هاش کلاه سر مردم میذاره بزنی 3 ورزش مشتزنی رو نشون بده که اخرش معلوم میشه زندگی نامه یکی از شهدای ورزشکار ما بوده بزنی 4 برنامه علمی در مورد خر ماهی بیابونی نشون بده بزنی 5 ببینی که دو کارشناس اروپایی اومدن که از سر و ضعشون معلومه که چقدر سواد دارن یکی شون یه تیریپی زده واویلا : کت قهوای شلوار سفید و کفش صندل قهوه ای با جوراب سفید شبکه استانی هم که قربونش برم یه اخوند دهن گشاذی رو اورده که کاملا اصل داروین رو میتونه به طور عینی نشون بده. راستی شبکه العالم یادم رفت که داشت در مورد مشکینی صحبت میکرد که مرده ش هم دست از سرمون بر نمیداره اگه شما بعد از دیدن این همه برنامه قشنگ از شدت شادی و شعف بخواید یه دوش اب سرد بگیرید که اعصابتون سر جاش بیاد و بعد بینید که اب قطعه چه کار میکنین ایا به اموات پایه گذاران این کشور درود و سلام نمیفرستید ؟![]()
تا حالا به نظرات یه وبلاگ توجه کردید مثلا اگه وبلاگی در مورد یه موضوع اجتماعی مطلبی رو نوشته قاعدتا باید هم مخالف داشته باشه و هم موافق ولی باید عرض کنم خدمتتون که در ایران متاسفانه اصلا اینجور نیست و افراد خیلی کم نظرات مخالفشون رو در وبلاگ دیگران ارائه میدن یا اگه هم اینجوریه اغلب بدون ادرس و یا ایمیلاشونه نمیدونم شاید به این دلیل باشه که ما ایرانی ها اصلا تاب تحمل شنیدن نظر مخالف خودمون رو نداریم و فکر میکنیم که عقل کلیم(البته من خودم رو عرض میکنم و میدونم که شما اینجوری نیستید) یا شاید یه دلیل دیگه هم اینه که از این ترس داریم که طرفی که بر خلاف مطلبش نظر دادیم بیاد تو وبلاگمون و حسابی با کلمات جهانی ک دار از خجالتمون در بیاد .یه مورد دیگه هم که خیلی جلب توجه میکنه اینه که اگه در بخش نظرات 2 یا 3 نفر موافق مطلبی بودن بقیه هم همراه جمع هم اوا شده و به به و چه چه میکنن ولی خدا اون روز رو نیاره که یه جوونمرد زنگ گود رو بزنه و یه نظر مخالف بده اونوقته که اماج حملات مخالفین شروع میشه و حسابی حال وبلاگ نویس رو میگیرن و این در صورتی که با این موضوع موافقن ولی از این شعر پیروی میکنن (گر خواهی نشوی رسوا همراه جماعت شو)به نظر من هدف وبلاگ نویسی این نیست که ما نظراتمون رو به دیگران تحمیل کنیم بلکه باید حرفهامون رو به اشتراک بذاریم و اگه اشتباهی داشتیم اونو تعدیل کنیم مثلا من همین چند مدت پیش تو یه وبلاگ مذهبی یه نظری دادم البته با رعایت ادب ولی نامرد اومده تو وبلاگم و هرچی از دهنش در اومده بود به من گفته بود جوری که مجبور شدم اون پست رو بکل پاک کنم البته نه این که من خودم اینجوری نیستم من هم اگه حرف بی ربطی یا توهینی تو نظرات نوشته شه که هیچ ارزشی نداشته باشه حتما از خجالت اون فرد در میام ولی تا اونجا که بتونم نظراتم رو پاک نمیکنم .
امشب تصمیم گرفتم بر خلاف سایر پستها طنز بی نمکی بنویسم میدونم که خوشتون میاد مخصوصا بچه های ایلامی به هر حال این پست در مورد ساندویچی ست به نام فلافل این ساندویچ یکی از پست ترین و ارزان ترین و خوشمزه ترین ساندویچ هایی است که تا بحال شناخته شده اصولا ساندویچ فلافل در ایلام خوشمزه درست میشه اونم به خاطر در دست داشتن فرمول اصلیه این ساندویچه که در دست عرب های ساکن ایلامه واحد فلافل حلقه ست که در درون نانی به نام صمون که نانی با شکل فضایی هذلولی است قرار داده میشه و پس از ریختن امبه و مقادیری گوجه و خیار گندیده (توجه داشته باشید که حتما گندیده باشد)میل می شه اساس فلافل از نخوده (نخه) که پس از چند روز خیس خوردن توسط چرخ گوشت له و پس از سرخ شدن کوفت میشه فلافل اصولا ساندویچ مردونه ایه و بدترین چیز واسه یه دختر اینه که دم در فلافلی دیده شه که حتی بدنامیش از لکه دار شدن عفت و عصمت و اینا بیشتره. معروف ترین فروشگاهای فلافل تو ایلام بغل پوشاک رومیه که به نظربنده حقیر که حر از چند گاهی فلافلوبین خونم کم میشه به صورت کاملا مخفی و با استتار کامل شبانه به فلافل فروشی قاضی میرم و پس از خریدن چند حلقه فلافل همراه دوستان معتاد به کوچه های اطراف پارک کودک (جردن) میرم و همون داخل ماشین تزریق میکنم. قدیمی ترین فلافلی تو ایلام متعلق به سلیم پسرکی فربه که بغل سینما سمت راست فلافلی داره هست چون که من از اوان کودکی کلاس 2 که بودم و فعالیتم رو به صورت حرفه ای اغاز کردم از همین ساندویچی خرید میکردم که اون موقع جاش بغل مدرسه 17 شهریور که اونجا هم درس میخوندم بود . بعضی از دوستان سوال کرده بودن چه کنیم که یه فلافل خور حرفه ای باشیم ؟ خب برای به رخ کشیدن تبحر تون در فلافل خوردن پس از به دست گرفتن این ساندویچ مقدس نباید سریع شروع کنید باید اول ته صمون از سمت راست رو بگیرید و یه کمی از صمون رو بکنید بعدش با همون تیکه سالاد و فلافل رو مرتب تو صمون جا میدیم بعد از اون باید حتما اون تیکه ی جدا شده رو که اغشته به امبه س رو یه گاز کوچیک بزنیم و بقیه تیکه رو داخل ساندویچ قرار بدیم و بعدش مثل وحشی ها یه گاز خرکی بزنیم اینجوری میشه که میتونید هنر فلافل خوردن رو به رخ دوستاتون بکشید. توصیه من اینه که چون این ساندویچ نفخ اوره هرگز اونو اخر شب میل نکنید چون که باعث اخراج شما از خونه میشه مگه این که در هوای ازاد استراحت کنید.هرکی هم میگه من فلافل تا حالا نخوردم یا یک بار خوردم و دیگه لب نزدم بدونید خالی بنده من تا دکترش هم سراغ دارم که هر 2 ماه یه بار فلافل میزنه البته هیچ وقت خودش رو دم در فلافلی افتابی نمیکنه و فقط چند نفر هستن که براش یواشکی فلافل تهیه میکنن و بجز این چند نفر کسی از این اعتیاد خبر نداره به حر حال فلافل بخورید ولی وه خفیه
هربذری قبل از به ثمر رسیدن مدتی در زیر خاک مدفون خواهد شد
من از مردن نمی ترسم
هراسم از نمردن زیر بار یوغ شیطان است
نه از جامانده های نسل بوسفیان
نه از بوجهل های حافظ قرآن
نه از افعی ضحاکان
من از تردیدهای کاوه می ترسم
من از ماندن به هر قیمت در این ویرانه می ترسم
